کجا باید تو را می یافتم؟

تو در هیچ کجا نبودی

نه در آرامش خانه

نه در تکاپوی خیابان

نه هنگامی که برایم کف می زدند

نه! تو آنجا هم نبودی

چشمانم بیهوده می گشتند.

به دنبالت حتی به ویرانه ها نیز آمدم

آنجا که هرزه گردها از هوش می رفتند

و فراری های، آرام می­گرفتند

به دنبالت

به خواب دخترکان رفتم

آه

تو در رویای آن ها نیز نبودی

چرا که

آن­ها تا به حال تو را

آرزو نکرده بودند

تو تنها بودی چون من!

خواستنی نبودی چون من!

چون ویرانه ای بودی،

چون من!

چون شکسته های شیشه ای بودی

هنگامی که بر رگ های من

بوسه های عاشقانه می زدند

تو را دیدم

تصویرت را

بر شیشه های شکسته

قرمز

گرم

تو آخرین تصویر بودی

خواستنی و

بی شرم...


/ 0 نظر / 9 بازدید